اخبار برگزیده

دختر جوان آمريكايي: به عشق امام خميني مسلمان شدم

 

 

 

 

گلندا اوربين گفت: بعد از تشرف به اسلام و محجبه شدن، به من گفتند حجاب تو بيماران و پرسنل بيمارستان را اذيت مي كند به دنبال حرفه و شغل ديگري برو چرا كه اينجا حجاب تو مناسب نيست.  


به گزارش صاحب نيوز، انقلاب اسلامي در سال 57 كه با دم مسيحايي حضرت روح الله عملي شد نه تنها در ايران موجب رستاخيز و تحولي عميق گشت، بلكه در خارج از مرزهاي كشورمان نيز مردم بيدار دل را به تكاپو انداخت و متحول ساخت، چنان چه زماني كه امام خميني (ره) به پاريس تبعيد شده بود و دانشجويان متعهد مسلمان فعاليت مبارزاتي عليه رژيم داشتند بسياري از جوانان اروپايي و آمريكايي نيز متأثر از فضاي انقلاب ايران، راه حقيقت را جستند و به دامن اسلام ناب محمدي پناه آوردند. آن زمان نيز گلندا اوربين دانشجوي ميكروبيولوژي درآمريكا بود كه مانند بسياري ديگر شيفته شخصيت كاريزماتيك حضرت امام شد و كم كم به درياي انقلاب اسلامي پيوست و همين نقطه عطف زندگي اين دختر جوان از خانواده سرشناس كاتوليك هاي آمريكا بود… با او گپ وگفتي كوتاه داشتيم كه خواندن آن خالي از لطف نيست:


* شما در آمريكا بوديد و امام خميني (ره) در پاريس تبعيد بودند. چطور شد كه اين فاصله از بين رفت حتي مسلمان هم شديد؟

من همه را مديون حضرت امام هستم. در آمريكا درس مي خواندم اما مركز اخبار دنيا در پاريس بود. همين بيشتر من را مجذوب ايشان مي كرد. دوست داشتم درباره امام خميني و حركت انقلابي كه دنيا را به تكاپو انداخته بيشتر بدانم براي همين با انجمن فارغ التحصيلان آمريكا مرتبط شدم تا به واسطه آنها بتوانم اطلاعات بيشتري در مورد امام خميني و همچنين انقلاب اسلامي كه آن گونه سروصدا ايجاد كرده است دريافت كنم. از سويي سوالات و كنجكاوي هاي زيادي هم در دين مسيحيت داشتم كه مي خواستم برطرف كنم. بعد از مدتي رفت و آمد در انجمن، با يك ايراني آشنا شدم كه منجر به ازدواج و در نتيجه مسلمان شدنم گرديد. بعد از آن اسم خودم را سميه و به فاميلي همسرم رنجبر گذاشتم.



* چرا اسم سميه؟ دليل خاصي داشت؟

بله وقتي تازه مسلمان شده بودم از طرف خانواده خيلي با مخالفت مواجه شدم. اتفاقا آن زمان يك بار فيلم «محمد رسول الله» را به زبان اصلي ديدم. ماجراي سميه از مسلمانان صدراسلام كه براي مسلمان شدن سختي هاي زيادي را متحمل شد برايم عبرت آموز بود، زيرا هرچه بيشتر او را اذيت مي كردند و تحت فشار قرار مي دادند عزم و ايمانش بيشتر مي شد. اين خيلي من را تشويق كرد تا ثبات و عزم قوي داشته باشم. براي همين اسم سميه را براي خودم گذاشتم تا تحت تاثير او در مقابل سختي ها، مقاومت كنم هرچند من در مقايسه با سميه سختي زيادي نكشيدم.



* از قرار به خاطر حجابي كه داشتيد از تحصيل و كار در دانشگاه محروم شديد درست است؟

بله آن زمان من در رشته ميكروبيولوژي درس مي خواندم و دانشجوي ممتازي هم بودم خيلي دوست داشتم پرستار شوم ولي بعد از تشرف به اسلام و محجبه شدن، به من گفتند حجاب تو بيماران و پرسنل بيمارستان را اذيت مي كند. برو به دنبال حرفه و شغل ديگري، اينجا حجاب تو مناسب نيست و من را محروم كردند. بعد از مسلمان شدن در رشته ديگري درس خواندم و فوق ليسانس مطالعات بريتانيا هستم.



* چه چيز اسلام براي شما جذابيت داشت كه به همه چيز خود پشت پا زديد؟

در دين مسيحيت تا 17 سالگي در كليسا نمي گذاشتند بفهميم كه نام احمد (پيغمبري به نام محمد) در انجيل وجود دارد. از كشيش ها يا والدينم مدام سوال مي كردم اما جواب قانع كننده اي نداشتند كه مثلا چرا حضرت عيسي پسرخداست مگر او هم پيامبر خدا و انساني مانند ما نيست؟ ولي جواب درستي به من نمي دادند بعدها كه فهميدم و مطالعه ام بيشتر شد به حقانيت پيامبر اسلام پي بردم و اسلام آوردم زيرا ديدم اسلام دين جامع و كاملي است مخصوصا براي ما زن ها دستورات خوبي دارد كه به نفع ماست. من مطالبي درباره حجاب در آثار شهيد مطهري خوانده بودم و اين برايم جالب بود. براي همين با افتخار حجاب و پوشش چادر را برگزيدم؛ البته اوايل مسلمان شدن خيلي پوشش سخت بود چون در آمريكا اصلا حجاب معنايي ندارد و شش ماه اول حجاب نداشتم اما كم كم عادت كردم و خانواده همسرم هم من را كمك كردند. هرچند متاسفانه در ايران هم بعضي به من مي گويند چرا چادر سر مي كني؟ به آنها گفته ام اين را اسلام به ما دستور داده اگر بد بود مسلما از ما نمي خواست پس به نفع خود ماست. من حاضرم سختي حجاب را در شرايط مختلف تحمل كنم اما آن را از سر برندارم چون حفاظ امني براي خودم است. از خدا مي خواهم كه دين و اسلام و حجاب را از من نگيرد تا با افتخار از اين دنيا بروم. همسرم اجباري به آن نكرد. در ايران هم خانم هاي محجبه ارزش بيشتري دارند.



* زماني كه به اسلام مشرف شديد مساله گروگان گيري آمريكايي ها و لانه جاسوسي مطرح بود. اين باعث فشار و شانتاژ روحي و رواني برشما نبود؟

خيلي زياد. به خاطر اينكه مدام از رسانه ها و شبكه ها عليه ايران خبر پخش مي شد و چون من مسلمان بودم و حجاب داشتم من را نفرين مي كردند و به عنوان يك شهروند آمريكايي نمي پذيرفتند. حتي يك بار پليس ها به خانه مان ريختند. در خانه عكس امام خميني روي ديوار بود گفتند چرا عكس امام را داري و روي ديوار زدي؟ چرا عكس قدس را روي ديوار زدي؟ و به بهانه هاي مختلف دنبال اتهام عليه من بودند.



* خانواده شما با مسلماني تان و ازدواج با همسر ايراني مخالفت نداشتند؟

خانواده من مسيحي هستند و دوست نداشتند من با يك ايراني ازدواج كنم. اوايل خيلي سخت گيري مي كردند ولي وقتي علاقه من را ديدند و اين كه مسلمان شدم و حجاب دارم مادرم گفت اگر همسرت خدا را قبول دارد و اخلاقش خوب است با او ازدواج كن و وقتي هم كه من را با پوشش حجاب ديد به من گفت دخترم تو با اين حجاب خيلي زيبا شدي و اين خيلي روي من اثر گذاشت و انگيزه ام را بيشتر كرد.



* شما خادم افتخاري امام رضا (ع) هم هستيد دراين باره برايمان بگوييد؟

امام رضا را خيلي دوست دارم و با ايشان مأنوس هستم. حتي بارها از امام رضا خواسته بودم به من توفيق خدمت بدهند، تا اينكه سال قبل با خانمي آشنا شدم و از اين موضوع مطلع شد. بعد از مدتي با من تماس گرفت و گفت بعد از تحقيق از من دعوت شده تا به عنوان خادم افتخاري امام رضا (ع) بخش ويراشگري آثار حرم مطهر را انجام بدهم. خيلي خوشحال شدم كه من هم در رديف خدام حضرت قرار گرفتم.

 

 

 

 

لینک های مرتبط

تبلیغات